خواجه نصير الدين الطوسي

67

روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )

مىكند و بمجادله و محاربهء محقّان برمىخيزند ، و محقّان را بضرورت لازم ميآيد همچنانكه حكم دعوت از آن روئى كه ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ با ميان آورده باشد و حكم شمشير از آن روئى كه وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ با ميان آوردند و به اين سبب فتنهاى صعب با ميان آيد و نيز عوامّ و خواصّ عالميان در معاملهء او تعالى با خلق هر يك بگونهء ديگر تصوّر مىبندند و در آن ميگويند ، مثلا چنين كه يكى ميگويد معاملهء او تعالى با خلق بجور است و يكى ميگويد نه بعدل است و يكى ميگويد نه بفضل و يكى ميگويد نه برحمت واسعه ، و [ 54 ] در هر يك از اين خلافى مىباشد و بوجهى همه راست ميگويند و بوجهى همه دروغ ، و وجه راست آن است كه حكم هر كونى بجاى خود رعايت مىكند ، و وجه دروغ آنكه نكنند زيرا كه درجات و مراتب خلائق متفاوت است و حكم عموم و تساوى بر همه كردن محال باشد ، و جوابش آن است كه معاملهء او تعالى باضافه به آن كس كه در دركات كثرت ماننده باشد و از همه حقائق محجوب جور نمايد ، و باضافه به آن كس كه در ظلمات البرازخ نفس او را نورى پديدار آمده باشد آن نور و ظلمت متكافى باشد ، و عدل باضافه به آن كس كه نور نفس او از ظلمت نفس او زياده باشد ، و فضل باضافه به آن كس كه نفس او بنور خدائى روشن باشد ، و رحمت واسعه هم سزاوار آن باشد و امّا اختلافى كه به شكل اختلاف باشد و به معنى اتّفاق آن است كه محقّ خواهد كه مختلفات قواى حسّ مردم متّفقات شوند و متّفقات قواى وهمى متّحدات قواى عقلى ( به ) يك وجه كه او را حال همه حالات يك حال باشد ، و آنجا